کتاب من ( آموزشی - فرهنگی )
ستایشگر آن معلمی هستم که به من اندیشدن را آموخت نه اندیشه ها را
دوشنبه 24 خرداد 1395 :: فاطمه پاریاد
مهربان باشم با مردم شهر - عطرخدا www.atrekhoda.com


یاد من باشد فردا دم صبح
جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا ، آب ، زمین
مهربان باشم با مردم شهر
و فراموش کنم هر چه گذشت
خانه ی دل بتکانم از غم
و به دستمالی از جنس گذشت ،
بزدایم دیگر، تار کدورت از دل
مشت را باز کنم، تا که دستی گردد
و به لبخندی خوش
دست در دست زمان بگذارم

یاد من باشد فردا دم صبح
به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم
و به انگشت ، نخی خواهم بست
تا فراموش نگردد فردا
زندگی شیرین است، زندگی باید کرد
گرچه دیر است ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ، شاید
به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم در دل
لحظه را دریابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانیِ خودم عرضه کنم
یک بغل عشق از آنجا بخرم

یاد من باشد فردا حتما
به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم
بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در
چشم بر کوچه بدوزم با شوق
تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل ما را با خود
و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست

یاد من باشد فردا حتما
باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست
و بدانم که اگر دیر کنم، مهلتی نیست مرا
و بدانم که شبی خواهم رفت
و شبی هست که نیست پس از آن فردایی


یاد من باشد
باز اگر فردا، غفلت کردم
آخرین لحظه ی از فردا شب ،
من به خود باز بگویم
این را
مهربان باشم با مردم شهر
و فراموش کنم هر چه گذشت ...

***

شعر : استاد فریدون مشیری






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 24 خرداد 1395 :: فاطمه پاریاد
خدایا دلم گرفته - عطرخدا www.atrekhoda.com




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 16 خرداد 1395 :: فاطمه پاریاد




تا گرد و خاک هزار ساله اش بریزد و هر بار با خود می گویند :


این قالی نیست که قرار بود انسان ببافد،این فرش فاجعه است!


فرشته ها گریه می کنند و قالی آدم را می تکانند و دوباره با اندوه بر زمین


پهنش می کنند.


رنگ در رنگ،گره در گره،نقش در نقش!


قالی بزرگی ست زندگی...


که تو می بافی و من می بافم،همه بافنده ایم.


می بافیم و رج به رج بالا می بریم،می بافیم ومی گسترانیم.


دار این جهان را خدا بر پا کرد . خدا بود که فرمود : ببافید...


...و حضرت آدم نخستین گره را بر پود قالی زد و هر که آمد،گره ای تازه زد و


رنگی ریخت و طرحی بافت و چنین شد که قالی آدمی رنگارنگ شد.


آمیزه ای از زیبایی و نازیبایی،سایه روشنی از خوبی ها و بدی ها...


اما تو ای دوست من؛گره ی تو هم تا ابد بر این قالی خواهد ماند،


طرح و نقشت نیز و هزاران سال بعد،آدمیان بر فرشی خواهند زیست


که گوشه ای از آن را تو بافته ای...


تو با دستانی هنرمند و اندیشه هایی بس شگرف...


کاش گوشه ای را که سهم توست،زیباتر از آنچه باید ببافی!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




هانا 2(آموزشی- فرهنگی) آموزش و پرورش شهرستان چگنی
پروردگارا ! مرا مدد کن تا دانش اندکم نه نردبانی باشد برای فزونی غرور و تکبر و نه حلقه‌ای برای اسارت و نه دستمایه‌ای برای تجارت ،بلکه گامی باشد برای انسانیت و متفاوت ساختن زندگی خود و دیگران.
----------------------------------------------

مدیر وبلاگ : فاطمه پاریاد
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :