کتاب من ( آموزشی - فرهنگی ) هانا 2(آموزشی- فرهنگی) آموزش و پرورش شهرستان چگنی پروردگارا ! مرا مدد کن تا دانش اندکم نه نردبانی باشد برای فزونی غرور و تکبر و نه حلقه‌ای برای اسارت و نه دستمایه‌ای برای تجارت ،بلکه گامی باشد برای انسانیت و متفاوت ساختن زندگی خود و دیگران. ---------------------------------------------- tag:http://hana2.mihanblog.com 2020-02-19T14:57:54+01:00 mihanblog.com دانش آموز عزیزم من میروم اما تو در ابتدایی راهی .... 2017-05-11T06:00:43+01:00 2017-05-11T06:00:43+01:00 tag:http://hana2.mihanblog.com/post/603 فاطمه پاریاد  دانش آموز عزیزم من می روم  اما خاطره اولین هیچ وقت فراموش نمی شود ..وقت خداحافظی من از تو رسیده است . ولی برای و تازه شروع کار است . برای تو سلام است . آغاز یک راه است . راهی که آن را چراغ علم و دانش روشن کرده است . راهی که پایان ندارد .. به من قول بده خسته نشوی .... تو تنها نیستی .... زیرا همیشه معلمی هست که دست تو   را بگیرد. من می روم و از دور به تماشای  تلاش های تو می ایستم . من به امید فردا زنده می مانم تا ببینم آنچه را که تو یاد گرف  دانش آموز عزیزم من می روم  اما خاطره اولین هیچ وقت فراموش نمی شود ..


وقت خداحافظی من از تو رسیده است .

 ولی برای و تازه شروع کار است .


برای تو سلام است .


آغاز یک راه است .
 


راهی که آن را چراغ علم و دانش روشن کرده است .

 راهی که پایان ندارد ..


 به من قول بده خسته نشوی ....
 
تو تنها نیستی ....
 زیرا همیشه معلمی هست که دست تو   را بگیرد.


من می روم و از دور به تماشای  تلاش های تو می ایستم .

من به امید فردا زنده می مانم تا ببینم آنچه را که تو یاد گرفته ای آیا به کار می بندی ؟
 آیا تو فردا را آن طور که من آزرو داشتم می سازی ؟
 من می روم و اندیشه ام را بر جای می گذارم ....
 تو نیز می روی ...
اما هرگز اولین معلم خود را فراموش نکن ...
 هیچ چیز و هیچ کس جای اولین را نمی گیرد .

 اولین نگاه
 اولین سلام
 اولین حرف
 آموزگار پایه اول دبستان  . شهرستان چگنی . بخش شاهیوند روستای والفجر چم پلک  سال تحصیلی 96-95

]]>
گاهی خدا 2017-04-25T17:34:25+01:00 2017-04-25T17:34:25+01:00 tag:http://hana2.mihanblog.com/post/602 فاطمه پاریاد Image result for ‫خدا ی من‬‎ ]]> یکی شادی می آورد یکی .... 2017-03-10T16:02:24+01:00 2017-03-10T16:02:24+01:00 tag:http://hana2.mihanblog.com/post/601 فاطمه پاریاد
]]>
ما تو زندگیمون .... 2017-03-10T16:00:00+01:00 2017-03-10T16:00:00+01:00 tag:http://hana2.mihanblog.com/post/600 فاطمه پاریاد   ما عادت کردیم وقتی فیلم به تیتراژ رسید، اگه تو خونه باشیم، دستگاه رو خاموش می کنیم، اگه تو سینما باشیم سالن رو ترک می کنیم. ما تو زندگیمون هیچ وقت کسانی که زحمت اصلی رو برامون کشیدن نمی بینیم. ما فقط دوست داریم کسایی رو ببینیم که برامون نقش بازی می کنند. پدر و مادر  فداکاری  عشق    عشق واقعی  

ما عادت کردیم وقتی فیلم به تیتراژ رسید،

اگه تو خونه باشیم،

دستگاه رو خاموش می کنیم،

اگه تو سینما باشیم

سالن رو ترک می کنیم.

ما تو زندگیمون

هیچ وقت

کسانی که زحمت اصلی رو برامون کشیدن نمی بینیم.

ما

فقط دوست داریم کسایی رو ببینیم

که

برامون نقش بازی می کنند.

]]>
خدای مهربانم سلام.... 2017-02-12T19:41:34+01:00 2017-02-12T19:41:34+01:00 tag:http://hana2.mihanblog.com/post/599 فاطمه پاریاد خدایـــــــــــــا؛ مرا ببخشبابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم؛ بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم؛ بابت لحظات شادی که به یادت نبودم؛ بابت هر گره که به دست تو باز شدو من به شانس نسبتش دادم؛ بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر را تو دانستم خدایـــــــــــــا؛ مرا ببخش

بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم؛ 

بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم؛ 

بابت لحظات شادی که به یادت نبودم؛ 

بابت هر گره که به دست تو باز شد

و من به شانس نسبتش دادم؛ 

بابت هر گره که به دستم کور شد 

و مقصر را تو دانستم
]]>
خدایا 2017-02-12T19:35:49+01:00 2017-02-12T19:35:49+01:00 tag:http://hana2.mihanblog.com/post/598 فاطمه پاریاد  چگونه بخوانمت؟ چگونه یادت كنم؟ كه شرمسارم از اینكه چون تو خدایی و چون ما بندگانی چون تو مهربان وبنده نواز وبخشنده و چون بندگانی بی رحم  خدایا !شرمسارم كه بندگانت به نام تو سر از تن جدا میكنند.خدایا !خجلم كه بندگان تو به نام تو آزار و شكنجه می دهند و حقوق انسان ها را زیر پا می گذارند. خداونداشرمسارم كه بندگان تو با نام تو حكومت می كنند و دلهای امیدوار به تو را مایوس می سازند. خدایا !غصه دارم كه مدعیان راه تو در حالی مشعول زر اندوزی هستنددر حالی كه مردانی شرمسار از فقر و نداری
 


چگونه بخوانمت؟ چگونه یادت كنم؟ كه شرمسارم از اینكه چون تو خدایی و چون ما بندگانی چون تو مهربان وبنده نواز وبخشنده و چون بندگانی بی رحم

 



خدایا !


شرمسارم كه بندگانت به نام تو سر از تن جدا میكنند.



خدایا !


خجلم كه بندگان تو به نام تو آزار و شكنجه می دهند و حقوق انسان ها را زیر پا می گذارند.

 



خداوندا


شرمسارم كه بندگان تو با نام تو حكومت می كنند و دلهای امیدوار به تو را مایوس می سازند.

 



خدایا !


غصه دارم كه مدعیان راه تو در حالی مشعول زر اندوزی هستنددر حالی كه مردانی شرمسار از فقر و نداری نزد زن و همسر خود سر در گریبان می كنند.



خدایا !


شرمسارم از این همه ریا و دقل بازی! دلهایی كه نور تورا ندیده اند اما زبان و ظاهر آنها تو را فریاد می زند.

 



خدایا !


شرمسارم كه بر درو دیوار شهرم همه جا نام توست اما دریغ از اینكه در رفتار و كردارها بتوانم ترا بیابم.

 



خدایا !


خجلم كه ما بندگان از نعمتی چون فكر و اندیشه خود بهره نمی بریم و عاقبت آن را نصیب و قسمت تو می دانیم.

 


خدایا !


شرمسارم كه ما نمی خواهیم ترا آنگونه كه هستی بشناسیم.

 



خدایا !


شرمسارم كه هنوز آنقدر تورا نشناخته ایم كه تصور می كنیم برای رابطه با تو باید كسی یا چیزی را نزد تو روان كنیم.

 


خدایا !


خجلم كه از زمان بت پرستی تا كنون نوعی پرستش در ذهن ما نقش بسته كه به ما اجازه نمی دهد بیشتر ترا بشناسیم و هنوز خوی بت پرستی در وجود ماست.



خدایا !


شرمسارم كه در آسمانها به دنبال تو می گردیم در حالی كه تو با مایی و اگر خود اراده كنیم دست ما را میگیری.

 


خدایا !


از این ناراحتم كه روزی بسیاری از درهای علوم را بر روی خود بگشاییم و هنوز شناختمان از تو تنها در همین حد باشد.



خدایا !


شرمسارم كه نمی بینیم تو خارج از قوانین طبیعی هستی هرگز هرگز عملی انجام نمی دهی با این حال همه ما بندگان دست به دعا بر می داریم كه : قوانینت را به نفع كار ما تغییرده!

 


خدایا !


خجلم كه جهالت خود را به تو نسبت می دهیم.و هرگونه كم و كاستی و كوته اندیشی خود را ناشی از قوانین تو می دانیم. در حالی كه قوانین طبیعی تو افراد متفكر و صاحب اندیشه را میطلبد, كه بدانند این قوانین ازلی و ابدی است.

 


خدایا !


شرمسارم كه در طول تاریخ همه آنان كه خواستند به درستی تو را به مردم بشناسند, شكنجه دادیم و به نام كافر آنها را بر دار كردیم. و از آنان روی بر گرداندیم چرا كه آنان می خواستند تعقل را به جای تعبد پیشه ما سازند.

 


خدایا !


خجلم كه چون فكر نمی كنیم به حقیقت نمی رسیم پس ناچار می شویم موهومات را خیلی راحت بپزیریم.


]]>
خدایا مرا ببخش به خاط تمام در های که زدم و هیچ کدام خانه تو نبود .... 2017-01-17T17:38:23+01:00 2017-01-17T17:38:23+01:00 tag:http://hana2.mihanblog.com/post/597 فاطمه پاریاد خدایا مرا ببخشبه خاطر تمام لحظه هایی که تو با من بودی و من فکر می کردم تنها هستمبه خاطر تمام ثانیه هایی که منتظرم می ماندی و من نمی آمدم ؛ مرا ببخشبه خاطر تمام روزهایی که تو برای من بهترین ها را خواستی و من برای رسیدن به بدترین ها ناامیدت کردمبه خاطر تمام درهایی که کوبیدم و هیچ کدام در خانه ی تو نبود ؛ مرا ببخشبه خاطر تمام لحظه هایی که ماهی قلب من خلاف جریان مسیر تو حرکت می کرد و پرنده ی روح من پرواز نمی کرد و در آسمان رسیدن به تو گم نمی شدمرا ببخش ؛ به خاطر تمام گله هایم مرا ببخش ... خدایا مرا ببخش
به خاطر تمام لحظه هایی که تو با من بودی و من فکر می کردم تنها هستم
به خاطر تمام ثانیه هایی که منتظرم می ماندی و من نمی آمدم ؛ مرا ببخش
به خاطر تمام روزهایی که تو برای من بهترین ها را خواستی و من برای رسیدن به بدترین ها ناامیدت کردم
به خاطر تمام درهایی که کوبیدم و هیچ کدام در خانه ی تو نبود ؛ مرا ببخش
به خاطر تمام لحظه هایی که ماهی قلب من خلاف جریان مسیر تو حرکت می کرد و پرنده ی روح من پرواز نمی کرد و در آسمان رسیدن به تو گم نمی شد
مرا ببخش ؛ به خاطر تمام گله هایم مرا ببخش ...


خدایا مرا ببخش - عطر خدا www.atrekhoda.com
]]>
دعایت می کنم روزی 2017-01-17T17:35:59+01:00 2017-01-17T17:35:59+01:00 tag:http://hana2.mihanblog.com/post/596 فاطمه پاریاد دعایت می کنم ، عاشق شوی روزیبفهمی زندگی ، بی عشق نازیباستدعایت می کنم ،با این نگاه خسته ، گاهی مهربان باشیبه لبخندی ، تبسم را به لب های عزیزی ، هدیه فرماییبیابی ، کهکشانی را ، درون آسمان تیره شب هابخوانی نغمه ای با مهردعایت می کنم  ، در آسمان سینه اتخورشید مهری ، رخ بتابانددعایت می کنم ، روزی زلال قطره اشکیبیابد راه چشمت راسلامی از لبان بسته ات ، جاری شود با مهردعایت می کنم ، یک شب تو راه خانه خود ، گم کنیبا دل بکوبی ، کوبه مهمانسرای خالق خود رادعایت می کنم ، روزی بفهمی با خداتنها به قدر یک دعایت می کنم ، عاشق شوی روزی
بفهمی زندگی ، بی عشق نازیباست

دعایت می کنم ،
با این نگاه خسته ، گاهی مهربان باشی
به لبخندی ، تبسم را به لب های عزیزی ، هدیه فرمایی
بیابی ، کهکشانی را ، درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر

دعایت می کنم  ، در آسمان سینه ات
خورشید مهری ، رخ بتاباند

دعایت می کنم ، روزی زلال قطره اشکی
بیابد راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات ، جاری شود با مهر

دعایت می کنم ، یک شب تو راه خانه خود ، گم کنی
با دل بکوبی ، کوبه مهمانسرای خالق خود را

دعایت می کنم ، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن ، و حتی کمتر از آن
فاصله داری
و هنگامی که ابری ، آسمان را با زمین ، پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را ، از نوازش های بارانی

دعایت می کنم
روزی بفهمی ، گرچه دوری از خدا
اما خدایت با تو نزدیک است

دعایت می کنم ، روزی دلت بی کینه باشد ، بی حسد
با عشق
بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی ، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی ، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را

دعایت می کنم ، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پر کنی از حاجت و
با او بگویی :
بی تو این معنای بودن ، سخت بی معناست

دعایت می کنم روزی
نسیمی ، خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم ، بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور

دعایت می کنم وقتی به دریا می رسی
با موج ها ی آبی دریا ، برقص آیی
و از جنگل ، تو درس سبزی و رویش ، بیاموزی
بسان قاصدک ها ، با پیامی ، نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی ، بر تن عریان مسکینی ، بپوشانی
به کام پر عطش ، یک جرعه آبی ،  بنوشانی

دعایت می کنم روزی بفهمی ،
در میان هستی بی انتها ، باید تو می بودی
بیابی جای خود را ،  در میان نقشه دنیا


دعایت می کنم عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی ، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامیکه می پرسد ز تو ، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق ؟
 عاشق معشوق ؟
آری ، بگویی هیچکس

دعایت می کنم روزی بفمهمی ای مسافر ، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در  لحظه های روشن  با او 

دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ، ای خوب من
گاهی دعایم کن ...
]]>
ای خدا من 2017-01-01T18:55:59+01:00 2017-01-01T18:55:59+01:00 tag:http://hana2.mihanblog.com/post/595 فاطمه پاریاد     هرکه مست از شراب چشم تو نیست، زنده به چیست؟!خدایا!    ما بنده توئیم و بنده را جز اطاعت نشاید! به ما الفبای بندگی بیاموز.خدایا!    بی نگاه لطف تو، هیچ کار به سامان نمی رسد.نگاهت را از ما دریغ نکن.خدایا!    عنانمان را از دست نفسمان بستانو یاد خودت را چنان در دلمان بنشان که تو از چشممان ببینیو از گوشمان بشنوی و از زبانمان بگویی.خدایا!    نگاهمان را از غیر خودت بگردان و ما را نگران خودت بگردان.خدایا!    به     هرکه مست از شراب چشم تو نیست، زنده به چیست؟!


خدایا!

    ما بنده توئیم و بنده را جز اطاعت نشاید! به ما الفبای بندگی بیاموز.


خدایا!
    بی نگاه لطف تو، هیچ کار به سامان نمی رسد.
نگاهت را از ما دریغ نکن.


خدایا!

    عنانمان را از دست نفسمان بستان
و یاد خودت را چنان در دلمان بنشان که تو از چشممان ببینی
و از گوشمان بشنوی و از زبانمان بگویی.


خدایا!
    نگاهمان را از غیر خودت بگردان و ما را نگران خودت بگردان.

خدایا!
    به ما آداب عاشقی بیاموز و اصول عشقبازی و راه و رسم کرشمه شناسی.


خدایا!
    چشم دیدن جلوه های جمالت را به کوردلان زیبایی نشناس عنایت کن.


خدایا!

    در قیامت با چه رویی به چشمهای تو نگاه کنیم که در مقابل عمری نعمت،
جز گناه و معصیت نیاورده ایم. شرمساریِ آن روز از هر عذابی دردناک تر است.
دستمان بگیر.


خدایا!
    دین و دیانت را برای اهل تدیّن معنا کن.


خدایا!

    خنجر جهالت، کندتر از شمشیر عداوت نیست.
پناه بر تو از جهالت دینداران و عداوت دنیامداران.


خدایا!
    عالمان و هنرمندان و خطیبان را عاملان به گفته هایشان قرار ده.


خدایا!

    عشق به شهرت را از دل دنیاپرستان ببر و به جای آن اخلاص و معرفت بنشان.


خدایا!
    به چشم، گریه بیاموز و به دل، اِنکسار و به همه اعضا و جوارح، بندگی.



خدایا!
    به دست حجت خاتم، گره از کار فرو بسته ی عالم بگشا.


آمیـــــــــن یا رب العالمیـــــن



مناجات نامه - عطرخدا www.atrekhoda.com
 

]]>
نامه خدا 2017-01-01T18:52:02+01:00 2017-01-01T18:52:02+01:00 tag:http://hana2.mihanblog.com/post/594 فاطمه پاریاد بخوان ما را منم پروردگارت - نامه خدابخوان ما را منم پروردگارتمنم معشوق زیـبایت ، منم نزدیکتر از تو به تو ، اینک صدایم کنرها کن غیر ما را ، سوی ما بازآ ، منم پروردگار پاک و بی‌همتامنم زیبا که زیبا بنده‌ام را دوست می‌دارمتو بگشا گوش دل پروردگارت با تو می‌گوید :تو را در بیـکران دنیای تـنـهایان رهایت من نـخواهم کـــردبساط روزی خود را به من بـسپار ، رها کن غصه یک لـقـمه نان و آب فردا راتو راه بندگی طی کن عــزیزا‌ ، من خــدایی خـوب می‌دانــــمتـو دعـوت کن مرا بر خود به اشکی ، یا خداییمـیهمانم کن که من






نامه خدا - عطرخدا www.atrekhoda.com

بخوان ما را منم پروردگارت
منم معشوق زیـبایت ، منم نزدیکتر از تو به تو ، اینک صدایم کن
رها کن غیر ما را ، سوی ما بازآ ، منم پروردگار پاک و بی‌همتا

منم زیبا که زیبا بنده‌ام را دوست می‌دارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو می‌گوید :
تو را در بیـکران دنیای تـنـهایان رهایت من نـخواهم کـــرد

بساط روزی خود را به من بـسپار ، رها کن غصه یک لـقـمه نان و آب فردا را
تو راه بندگی طی کن عــزیزا‌ ، من خــدایی خـوب می‌دانــــم

تـو دعـوت کن مرا بر خود به اشکی ، یا خدایی
مـیهمانم کن که من چشمان اشک آلوده‌ات را دوست می‌دارم

طـلب کن خالق خود را
بجو ما را‌ ، تو خواهی یافت که عاشق می‌شوی بر ما
و عـاشق می‌شوم بر تو که وصل عاشـق و معشوق هـم ،
آهسته می‌گویم ، خدایی عالمی دارد

قـسم بر عاشقان پاکِ با ایمان ، قسم بر اسب‌های خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عـصر روشن تـکیه کن بر من
قسم بر روز ، هـنـگامی که عالم را بگیرد نور ، قسم بر اختران روشن اما دور
رهایت من نخواهــــــم کـــرد

بـخوان ما را ، که می‌گـوید که تو خــواندن نمی‌دانی؟!
تو بـگـشا لب ، تو غیر از ما خدای دیگری داری؟!
رهـا کن غیر ما را
آشـتی کن با خــدای خود تو غـیر از ما چه می‌جویی؟!
تــو با هر کس بـجز با ما ، چه می‌گویی؟!
و تــو بی من چه داری؟ هیچ
بگو با ما چه کم داری عزیــزم‌؟! هیــــچ ...

هـزاران کهکشان و کوه و دریا را
و خـورشید و گـیاه و نور و هـسـتی را
برای جلــــوه خود آفـریدم من ولی
وقتی تو را من آفـریدم بر خودم احـسـنت می‌گـفتم

تویی زیـبا‌تر از خورشید زیــبایم
تویی والاترین مـهمان دنـیایم
که دنیا بی‌تو ، چیزی بی‌تو را کم داشت

تو  ای مـحبوب‌ترین میـهمان دنیایم
نمی‌خوانی چرا ما را؟؟
مگر آیا کـسی هم با خدایـش قهر می‌گردد؟

نامه خدا - عطر خدا www.atrekhoda.com

هزاران توبه‌ات را گرچه بـشکستی ، بـبـیـنم من تو را از درگه‌ام رانــدم؟؟
اگر در روز سـخـتـیـت خواندی مرا اما به روز شادیـت
یک لحظه هم یادم نکـردی ، به رویـت بنده ی من هیچ آوردم؟؟

که می ترساندت از من؟
رها کن آن خدای دور ، آن نامهربان معبود ، آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مـهربانـت ، خالقت
اینک صدایم کــن مرا با قطره اشکی
پـیش آور دو دست خالی خود را‌ ، با زبان بسته‌ات کاری ندارم

لـیک غوغای دل بـشکسته‌ات را می‌شنـیدم
غریبِ این زمین خاکیم ، آیا عـزیزم حاجـتی داری؟
بـبـیـنم چشم‌های خـیست آیا گفته‌ای دارند؟
بخوان ما را بـگردان قبله‌ات را سوی ما

ایـنک وضویی کن
خـجالت مـیکشی از من؟ بگو ، جز من کسی دیگر نـمی‌فهمد
به نـجوایی صدایم کن بدان آغـوش من باز است

برای درک آغـوشم شروع کن
یک قـدم با تــو تمام گام‌های مانده‌اش با من ..
]]>
گفت و گو با خدا 2017-01-01T18:50:07+01:00 2017-01-01T18:50:07+01:00 tag:http://hana2.mihanblog.com/post/593 فاطمه پاریاد    گفتگو با خدادر رویاهایم دیدم كه با خدا گفتگو می كنم .خدا پرسید پس تو میخواهی با من گفتگو كنی؟ من در پاسخش گفتم: اگر وقت دارید. خدا خندید و گفت وقت من بی نهایت است. در ذهنت چیست كه می خواهی از من بپرسی؟پرسیدم چه چیز بشر شما را سخت متعجب می سازد؟ خدا پاسخ داد: كودكی شان. اینكه آنها از كودكی شان خسته می شوند و عجله دارند زود بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدت ها آرزو می كنند كه كودك باشند... اینكه آنها سلامتی شان را از دست می دهند تا پول بدست آورند و بعد پولشان را از دست می دهن

   گفتگو با خدا
در رویاهایم دیدم كه با خدا گفتگو می كنم .
خدا پرسید پس تو میخواهی با من گفتگو كنی؟

 من در پاسخش گفتم: اگر وقت دارید. خدا خندید و گفت وقت من بی نهایت است. در ذهنت چیست كه می خواهی از من بپرسی؟
پرسیدم چه چیز بشر شما را سخت متعجب می سازد؟

 خدا پاسخ داد: كودكی شان. اینكه آنها از كودكی شان خسته می شوند و عجله دارند زود بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدت ها آرزو می كنند كه كودك باشند... اینكه آنها سلامتی شان را از دست می دهند تا پول بدست آورند و بعد پولشان را از دست می دهند تا سلامتی شان را بدست آورند. اینكه با اضطراب به آینده نگاه می كنند و حال را فراموش می كنند و بنابراین نه در حال زندگی می كنند نه در آینده. اینكه آنها به گونه ای زندگی میكنند كه گویی هرگز نمی میرند و به گونه‌ای می میرند كه گویی هرگز زندگی نكرده‌اند...







]]>
گفت گو با خدا 2016-11-14T17:30:29+01:00 2016-11-14T17:30:29+01:00 tag:http://hana2.mihanblog.com/post/591 فاطمه پاریاد یا رب مکن از لطف پریشان ما را / هر چند که هست جرم و عصیان ما راذات تو غنی بوده و ما محتاجیم / محتاج بغیر خود مگردان ما را . . . گفتگو با خدا آرزویت را برآورد میکند ، آن خدایی که آسمان را برای خنداندن گلی میگریاند . . . گفتگو با خدا پروردگاراببخش مرا که آنقدر حسرت نداشته هایم را خوردم ، شاکر داشته هایم نبودم . . . گفتگو با خدا بارالهاتو نادیده میگیریمن هم نادیده میگیرمتو خطاهایـم رامن عطاهایت را . . . گفتگو با خدا تا لحظه شکست به خدا ایمان داشته باشخواهی
یا رب مکن از لطف پریشان ما را / هر چند که هست جرم و عصیان ما را
ذات تو غنی بوده و ما محتاجیم / محتاج بغیر خود مگردان ما را . . .

 

جملات و متن های زیبا, گفتگو با خدا

گفتگو با خدا

 

آرزویت را برآورد میکند ، آن خدایی که آسمان را برای خنداندن گلی میگریاند . . .

 

جملات و متن های زیبا, گفتگو با خدا

گفتگو با خدا

 

پروردگارا
ببخش مرا که آنقدر حسرت نداشته هایم را خوردم ، شاکر داشته هایم نبودم . . .

 

جملات و متن های زیبا, گفتگو با خدا

گفتگو با خدا

 

بارالها
تو نادیده میگیری
من هم نادیده میگیرم
تو خطاهایـم را
من عطاهایت را . . .

 

جملات و متن های زیبا, گفتگو با خدا

گفتگو با خدا

 

تا لحظه شکست به خدا ایمان داشته باش
خواهی دید که ان لحظه هرگز نخواهد رسید . . .

 

جملات و متن های زیبا, گفتگو با خدا

گفتگو با خدا

 

گاهی خدا آن قدر صدایت را دوست دارد
که سکوت میکند تا تو بارها بگویی خدای من . . .

 

جملات و متن های زیبا, گفتگو با خدا




لطفا به ادامه مطلب بروید
]]>
امیدوار باش به خدا.. 2016-11-14T17:24:47+01:00 2016-11-14T17:24:47+01:00 tag:http://hana2.mihanblog.com/post/588 فاطمه پاریاد   لیوسف مى دانست تمام درها بسته هستند اما به خاطر خدا و به امیداو حتی به سوی درهای بسته دوید...و تمام درهای بسته برایش بازشد..."اگر تمام درهای دنیا هم برویت بسته شدند دنبال درهای بسته بدوچون خدای تو و یوسف یكیست ... "
  ل

یوسف مى دانست تمام درها بسته هستند اما به خاطر خدا و به امید

او حتی به سوی درهای بسته دوید...و تمام درهای بسته برایش باز

شد...

"اگر تمام درهای دنیا هم برویت بسته شدند دنبال درهای بسته بدو

چون خدای تو و یوسف یكیست ... "

]]>
مهمترین دوره زندگی 2016-10-30T18:30:41+01:00 2016-10-30T18:30:41+01:00 tag:http://hana2.mihanblog.com/post/587 فاطمه پاریاد نتیجه تصویری برای من یک معلمم ]]> گاهی نمی شود که نمی شود 2016-10-30T18:26:41+01:00 2016-10-30T18:26:41+01:00 tag:http://hana2.mihanblog.com/post/586 فاطمه پاریاد گاهی گمان نمی کنی و می شودگاهی نمی شود که نمی شود که نمی شودگاهی هزار دوره دعا بی استجابت استگاهی نگفته قرعه بنام تو می شودگاهی گدای گدایی و بخت نیستگاهی تمام شهر گدای تو می شود…


گاهی گمان نمی کنی و می شود
گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
گاهی هزار دوره دعا بی استجابت است
گاهی نگفته قرعه بنام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت نیست
گاهی تمام شهر گدای تو می شو
د

]]>